یاداشت
ميراث فرهنگي مال كيست؟(مهدي نورعليشاهي)
۱۳۸۸ دوازدهم بهمن
-
9:16
اين روزها اگر در اصفهان كه نصف جهانش ميناميدند، قدم بزنيد، هنوز ميتوانيد برج جهاننما را ببينيد كه چند سال چشمانداز هوايي ميدان تاريخي نقش جهان اصفهان را خدشهدار كرده و اين بناي زيبا را با خطر حذف از فهرست آثار جهاني مواجه ساخته بود. براي دخالت امروزيها در حريم آثار باستاني و تاريخي، راه دور نرويد.
در همين اصفهان بمانيد؛ زيرا در اين شهر تاريخي هنوز گرد و غبار ناشي از گذر تونل قطار شهري اصفهان به طور كامل از تن چهارباغ عباسي زدوده نشده است؛ تونلي كه چندي پيش ميخواست با تغيير مسير رعشه به جان سيوسه پل بيندازد.
باز نمونه ميخواهيد، سري بزنيد به شيراز. فكر نكنم كسي پيدا شود كه در وجهه تاريخي اين شهر شك داشته باشد. پس چگونه ميشود كه چندي پيش مسوولان راهآهن، ريل كنار ريل ميگذاشتند تا قطار را از ميان تنگهاي عبور دهند كه در حاشيهاش نقش رستم بر كوهي جلوه ميكرد. ميراث فرهنگي ايران در سكوت تخريب ميشود و در هياهو به دنبال راهحل براي ترميم آن هستيم.
اين يك واقعيت است كه بر هامش تمامي رفتارهاي متوليان دولتي و غيردولتي ميراث فرهنگي ايراني پيله بسته است. نه به اين دولت ربط دارد و نه به آن دولت. همه و همه وقتي به ياد يك اثر تاريخي ميافتند كه به عنوان مثال در صفحهاي از روزنامهها با تيتر بزرگ نوشته شده باشد: «فلان اثر تاريخي هم تخريب شد.»
اما شايد در اين ميان، وقتي رفتارهاي مشترك ارگانها و نهادهاي دولتي در حفاظت و صيانت از محوطههاي تاريخي كشور بيشتر مورد تامل قرار ميگيرد، معلوم ميشود بسياري از تخريبهايي كه در اين حوزه صورت ميگيرد، زيرسر نهادهاي دولتي است كه به هر دليلي آگاهانه يا ناآگاهانه دست به تخريب اين آثار ميزنند.
بسياري از محوطههاي باستاني تاريخي ايران كه در فهرست آثارملي به ثبت رسيدهاند، طبق قانون حريمي دارند كه اين حريم بايد حفظ شود، اما در عمل بسياري از نهادها و سازمانها، حريم آثار باستاني را كه حفظ نميكنند هيچ، براي آن دردسرهايي را هم ايجاد ميكنند. سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري هم به عنوان متولي اصلي ميراث فرهنگي اين سرزمين كاري از دستش برنميآيد. ديروز جهاننما براي نقش جهان مزاحمت و ايجاد مي كرد، امروز قطار شهري دست از سر سيوسه پل و چهارباغ برنميدارد و فردا معلوم نيست كدام نهاد در كدام شهر بنايي تاريخي - باستاني را با خطر مواجه سازد.
واقعيت اين است كه ما در كشوري زندگي ميكنيم كه از سابقه تمدني پرباري برخوردار است و هر تمدني در هر گوشهاي از اين خاك يادگاري را براي آيندگان باقي گذاشته است كه حفاظت از آن وظيفه همه ماست؛ از سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري گرفته تا شهرداريها، وزارتخانهها و ساير دستگاهها و نهادهاي اجرايي.
توسعه عمراني جاي خودش را دارد و حفاظت از آثار باستاني تاريخي هم جاي خودش را.
نه ميشود از توسعه چشم پوشيد و نه ميتوان حفاظت از ميراث فرهنگي اين سرزمين را فراموش كرد.
هريك از اين آثار در نوع خود بينظير هستند و اگر خطري متوجه آنها شود، ديگر جايگزيني براي آنها پيدا نميشود.
به نظر ميرسد، صيانت از آثار باستاني تاريخي اين كشور نيازمند يك عزم ملي است. همه دستگاهها بايد دست به دست هم دهند و قانون را درباره حريم آثار باستاني رعايت كنند، حتي اگر قانون ابهاماتي دارد بايد اين ابهام را با كمك قوه مقننه برطرف كرد تا همه موظف شوند براي حفاظت از اين آثار در هر گوشهاي از كشور آستين بالا بزنند. متولي حفاظت از ميراث فرهنگي اين سرزمين همه ما هستيم؛ از شهروندان تا نهادها و دستگاههاي اجرايي مختلف.
شايد اگر اين اتفاق بيفتد، ديگر مخاطب سخناني نباشيم كه همين چندي پيش شنيديم؛ آن هم از زبان رئيس شوراي شهر اصفهان كه كارشناسان يونسكو را به ناداني متهم ميكرد و ميگفت جهاننما نبايد كوتاه شود، حتي اگر چشمانداز نقش جهان را خدشهدار كرده باشد.
اين روزها از اين اتفاقات زياد ميافتد و سازمان ميراث فرهنگي هم متاسفانه بخش عمدهاي از توان اطلاعرسانياش را صرف مناقشاتي كرده كه بيشتر مربوط به بازيگران و نمايشگاههاست تا مسائل زيربنايي اين حوزه. اي كاش همه ما بيشتر از پيش، هواي آثاري را داشته باشيم كه قرنهاي قرن است در كشور ما نفس ميكشند.
نسخه قابل چاپ |
ارسال این خبر به دوستان
ارسال این خبر به دوستان
نام شما:
آدرس ایمیل دوست شما:
پیام های ارسال شده برای این خبر